شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

48

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

زين الدين خوافى مريدان را به مطالعه و مداقهء منازل السائرين ترغيب مىفرمود ولى در عين حال از برخى شروح معروف آن به جهت انحراف از مواقف معارف و انصراف آن از مقاصد مصنّف بر حذر مىداشتند ، وى بر آن شد كه شرحى جداگانه بر منازل بنگارد . سؤالى كه اينجا مطرح مىگردد اينكه اگر شروح متقدم ناصواب بوده و مورد تنفير بوده ، چگونه غالب مطالب از شرح كاشى گرفته شده كه خود نوعى نقض غرض حاصل آيد ؟ وى چنان كه در ديباجه مىافزايد ، پيش از نگاشتن تسنيم مدتها در هرات به مطالعه و مداقّة در منازل السائرين اشتغال داشته است و در صدد تصحيح و تحشيهء آن بوده كه ناگاه دچار فتنهء خراسان و عراق شده ، مجبور به ترك هرات مىشد و به سختى هرچه تمام با خانواده رو به سوى بخارا مىآورد . و چون در آن سامان به عنايت مشايخ و روحانيون به آرامشى نسبى دست مىيابد ، بساط تعليم گسترده به تدريس منازل السائرين مىپردازد و به قول خود او « چون جماعتى اصحاب حاضر مىشدند كه ميل نيل ادراك حقايق آن مىداشتند . . . . و به جهت تعرّى از قوانين عربيّت از اين سعادت محروم مىماندند » قصد نگاشتن شرح فارسى بر منازل را مىنمايد . اين شرح به تبع منازل السائرين داراى ده قسم از بدايات تا نهايات است كه هر قسم خود مشتمل بر ده باب است . تبادكانى در پايان هر باب فصلى تحت عنوان « فصل » افزوده است كه طى آن فصل ، صورت همان باب را در ده قسم « بدايات » تا « نهايات » بيان مىكند . و وى در حقيقت طى اين فصول به توجيه هزار تمام معروف ابو بكر كتّانى ( م 322 ) مىپردازد . براى آشنايى بيشتر خواننده با سبك تسنيم نمونه‌اى از فصول ياد شده را ذيلا مىآوريم : « يقظه در « بدايات » . . . تنبيه است از سنهء غفلت . و در « ابواب » تحرّز است از وسواس شياطين الجن و الانس . و در « معاملات » حذر از تسويلات و رعونات نفس . و در